پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

نوروز 93

1393/1/20 3:09
نویسنده : مامان نازنین
1,124 بازدید
اشتراک گذاری

 

عزیز دل مادر

                  هر عید شروع قصه ایست

                  قصه ات بی غصه باد

                          

عزیز دلم بزرگترین آرزوم در سال جدید برات اینه که همیییییییییییشه تنت سالم باشه و لبات خندون و هیییییچ وقت چشماتو اشک آلود نبینم جز از روی خنده

و همییییشه تمام خوبی ها احاطه ات کنن و از خدا میخوام به خانواده کوچیکمون همیشه آرامش بده و از کنار هم بودن و از داشتن فرشته نازی مثل تو  لذذذذذذذذت ببریم

  و خدارو هزاااار هزااار بار شکر میکنم که ی عید دیگه رو هم سه تایی کنار هم گذروندیم

                  

 

امسال به ماهی قرمز علاقه شدیییییدی داشتی طوری که روز اولی که بابا رضا ماهی هارو گرفت و آورد یکیشون رو کشتی    همش دست میکردی توی آب و با ی حرکت میگرفتیشونو ول کن هم نبودی با اینکه اصلا جلوت دست نزدیم توی آب نمیدونم از کجا یاد گرفتینگران.

به سکه های روی سفره هفت سینم بد جور علاقه داشتی.

کلا به خاطر کنجکاوی شدیدت به هفت سین نشد عکسای خوبی ازت بگیرم .

عید امسال بابا رضا خیلی اصرار داشت که بریم سفر ولی من ترجیح دادم تا همون سمنان بریم و برگردیم .چون احساس کردم هم تو خیلی اذیت میشی و هم اینکه مارو اذیت میکنی .

سمنانم که رفتیم خوابت چند روز اول به هم ریختو در طول 24 ساعت 6.7 ساعت میخوابیدی ....

بابا رضا هم همون روز دوم مریض شد و اون چند روز به من خیلیییییی سخت گذشت . شکر خدااااا که گذرا بود و برگشتیم خونمون .

 

عید دیدنی های امسالمون با وجود وروجکی مثل تو خیلی سخت شده بود و تقریبا غیر قابل کنترلی و همش به کارهای خطططرررررررناک علاقه داری .

    برییییییم سراغ عکسات

       1 ساعت قبل از تحویل سال

(از صبحش بیدار شده بودی و نخوابیده بودی و بد اخلاااااق بودی و نمیذاشتی لباساتو بپوشونم)

  

 

چند دقیقه بعد از تحویل سال

موهاتو سه سوت خراب کردی

روز اول عید .خونه دایی جون(دایی مامان).

پارمین و رادین

 

اینجا هم خونه یکی دیگه از دایی های مهربون وگلمممم که ناهار روز اول سال رو به رسم هر سال اونجا بودیم و من برده بودمت تو  تراس تا غذاتو بخوری .

 

در راه رفتن به سمنان

7 صبح بیدار شدی و کل راه رو تا سمنان نخوابیدییییییییییی

نگاه توروخدا از خستگی چجوری نشستی

خونه مامانی وبابایی

رفتیم خونه یکی از دایی های بابا رضا عید دیدنی.کنار پاسیو مورچه بود سرگررررررررررم شده بودی

از سمنان که برگشتیم بعد از چند روز خاله ندااینا اومدن کرج و با نگین کلیییییییی سرگرم بودی و خوش گذروندید

یکریز میری بالای مبلاو واسه خودت میشماری و میگی 2.4.5.6 و میپرییییییی پایین یا بقل کسی که اونجاست

اینجا بهت میگفتم ژست بگیر

آآآآآآآآخ مامان فداااااااااااااااااااااااااااااااات

اینجام منتظر مهمون بودیم و مثلا دخملم خااااااانوم نشسته خنده

 

روز 13 به در هم رفتیم خونه مامان جون اینا و خیلی خوش گذشت

دایی محمد بادبادک هوا کرده بود و تو محوووووووووو شده بودی و کمی ترسیده بودی

پارمین و نگین

              

 

      قلببرایت دنیایی به زیبایی هر آنچه زیبایش میدانی آرزو میکنمقلب

 

         

 

 

 

 

   

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

سپید (مامی یونا)
20 فروردین 93 13:02
آخ قربونت برم خوشگل خانوم شیرین. ماشالله بزرگ شدی و شکر ازت میباره.همیشه تنت سالم و لبت خندون عسل خانوم مورچه گیر
مهشید مامان آوین
20 فروردین 93 13:36
ای جونم پارمین ناناز ماشالا چقد خوشکل و بزرگ شدی عزیییییزم
دختر خاله نگین
20 فروردین 93 13:52
چه عکس هایی
خاله شیوا
20 فروردین 93 14:10
سال نو مبارک دختر قشششنگ!!! ماشششالا به جونت خاله جونم...
الناز مامان ارمیتا
21 فروردین 93 0:57
عزیزمممممممممم تو چه بزرگ شدی ماشالا عشقم خوشگل خاله ایشالا همیشه شاد باشید نازی جونم و تنتون سالم باشه امیدوارم همیشه خانواده کوچیکتون در پناه خدا و پر از ارامش باشه دوستم
مامان دنیز
23 فروردین 93 16:49
قلبونش برم پارمین شیطون بلاچه.. سال نو مبارک سال خوب و پر برکت پر از ارامش برای تو و خانواده ات ارزو میکنم.. تنتون سلامت و لبتون خندون باشه همیشه
لاله
31 فروردین 93 8:30
بانوی گل ، شاهکار زیبای خلقت ، مخلوق دلبری خداوند ؛شادی تو شادی دنیاست . روزت ، ماهت ، سالت ، وتمام لحظه های عمرت از هم اکنون مبارک
♥مرجان مامان آران و باران♥
29 اردیبهشت 93 10:26
سلام عزیزم ببخشید دیر اومدم ایشالا همیشه خوب باشیددددد پارمین جیگرو کلیی بوسش کننننن روز پدر هم با تاخییر مبارککککککککک
جیران بخشنده
23 خرداد 93 15:54
ای جونم خوشگل خانوم آخه تو چه قدر ناااازی
آریا و مامانی وبابایی
2 مرداد 93 11:43
پلک جهان می پرید دلش گواهی میداد اتفاقی می افتد اتفاقی می افتد و فرشته ای از آسمان فرود آمد تولدت مبارک دوست عزیزم