نوروز 93
عزیز دل مادر
هر عید شروع قصه ایست
قصه ات بی غصه باد

عزیز دلم بزرگترین آرزوم در سال جدید برات اینه که همیییییییییییشه تنت سالم باشه و لبات خندون و هیییییچ وقت چشماتو اشک آلود نبینم جز از روی خنده
و همییییشه تمام خوبی ها احاطه ات کنن و از خدا میخوام به خانواده کوچیکمون همیشه آرامش بده و از کنار هم بودن و از داشتن فرشته نازی مثل تو لذذذذذذذذت ببریم
و خدارو هزاااار هزااار بار شکر میکنم که ی عید دیگه رو هم سه تایی کنار هم گذروندیم ![]()
![]()
امسال به ماهی قرمز علاقه شدیییییدی داشتی طوری که روز اولی که بابا رضا ماهی هارو گرفت و آورد یکیشون رو کشتی
همش دست میکردی توی آب و با ی حرکت میگرفتیشونو ول کن هم نبودی با اینکه اصلا جلوت دست نزدیم توی آب نمیدونم از کجا یاد گرفتی
.
به سکه های روی سفره هفت سینم بد جور علاقه داشتی
.
کلا به خاطر کنجکاوی شدیدت به هفت سین نشد عکسای خوبی ازت بگیرم . ![]()
عید امسال بابا رضا خیلی اصرار داشت که بریم سفر ولی من ترجیح دادم تا همون سمنان بریم و برگردیم .چون احساس کردم هم تو خیلی اذیت میشی و هم اینکه مارو اذیت میکنی .
سمنانم که رفتیم خوابت چند روز اول به هم ریختو در طول 24 ساعت 6.7 ساعت میخوابیدی ....![]()
بابا رضا هم همون روز دوم مریض شد و اون چند روز به من خیلیییییی سخت گذشت . شکر خدااااا که گذرا بود و برگشتیم خونمون
.
عید دیدنی های امسالمون با وجود وروجکی مثل تو خیلی سخت شده بود و تقریبا غیر قابل کنترلی و همش به کارهای خطططرررررررناک علاقه داری
.
برییییییم سراغ عکسات ![]()
1 ساعت قبل از تحویل سال
(از صبحش بیدار شده بودی و نخوابیده بودی و بد اخلاااااق بودی و نمیذاشتی لباساتو بپوشونم
)

چند دقیقه بعد از تحویل سال

موهاتو سه سوت خراب کردی![]()

روز اول عید .خونه دایی جون(دایی مامان).
پارمین و رادین



اینجا هم خونه یکی دیگه از دایی های مهربون وگلمممم که ناهار روز اول سال رو به رسم هر سال اونجا بودیم و من برده بودمت تو تراس تا غذاتو بخوری .

در راه رفتن به سمنان
7 صبح بیدار شدی و کل راه رو تا سمنان نخوابیدییییییییییی![]()
نگاه توروخدا از خستگی چجوری نشستی

خونه مامانی وبابایی

رفتیم خونه یکی از دایی های بابا رضا عید دیدنی.کنار پاسیو مورچه بود سرگررررررررررم شده بودی ![]()


از سمنان که برگشتیم بعد از چند روز خاله ندااینا اومدن کرج و با نگین کلیییییییی سرگرم بودی و خوش گذروندید![]()
![]()

یکریز میری بالای مبلاو واسه خودت میشماری و میگی 2.4.5.6 و میپرییییییی پایین یا بقل کسی که اونجاست

اینجا بهت میگفتم ژست بگیر ![]()



آآآآآآآآخ مامان فداااااااااااااااااااااااااااااااات ![]()
اینجام منتظر مهمون بودیم و مثلا دخملم خااااااانوم نشسته 

روز 13 به در هم رفتیم خونه مامان جون اینا و خیلی خوش گذشت


دایی محمد بادبادک هوا کرده بود و تو محوووووووووو شده بودی و کمی ترسیده بودی
پارمین و نگین ![]()
![]()

![]()
برایت دنیایی به زیبایی هر آنچه زیبایش میدانی آرزو میکنم


نوروز 93
